لیلاز: دیناری درآمد از تنگه هرمز برای ما نه لازم است و نه مفید

سعید لیلاز گفت: ما نباید به ‌دنبال کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باشیم؛ دیناری درآمد از این تنگه برای ما نه لازم است و نه مفید.

لیلاز: دیناری درآمد از تنگه هرمز برای ما نه لازم است و نه مفید

 سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل سیاسی و راهبردی با روزنامه اعتماد گفت‌وگو کرده است.

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید:

  • ما هنوز جزییات توافق و بحث ترک تخاصم را نمی‌دانیم، اما همین که مصالحه‌ای در این سطح شکل گرفته، خود به ‌تنهایی یک پیروزی قاطع برای ایران است. این فقط «عدم شکست» ایران نیست، یک پیروزی تمام‌عیار است.
  • به نظر من بعد از جنگ ویتنام، امریکا هیچ‌گاه چنین شکستی را، چه از منظر نظامی و چه از منظر سیاسی، تحمل نکرده بود. جمهوری اسلامی به تنهایی موفق شد بزرگ‌ترین قدرت نظامی تاریخ بشر را در ابعاد مختلف به زانو درآورد. این رخداد، نتیجه یک روند طولانی از مقاومت، فشار، مذاکره و مدیریت بحران است.
  • من معتقدم این موضوع در سطحی است که باید در کشور جشن ملی گرفته شود و از فرماندهان نظامی و مذاکره‌کنندگان دیپلماتیک، هم به صورت نمادین و هم عملی، قدردانی جدی صورت بگیرد. 
  •  ایران مطلقا نمی‌تواند و نباید به ایالات‌متحده امریکا اعتماد کند. طرفی که در این معادله باید محتاط و بی‌اعتماد باشد ایران است. 
  • مساله هسته‌‌ای، موضوعی ساده و تک‌لایه نیست، جنبه‌های فنی متعدد و پیچیده‌‌ای دارد که بسیاری از افراد و گروه‌های منتقد حتی درک دقیقی از آن ندارند. این اورانیوم‌های غنی‌شده زیر میلیون‌ها تن خاک دفن شده‌اند و جمع‌آوری، جابه‌جایی یا تغییر وضعیت آنها کار یک روز و دو روز نیست. هرگونه منوط کردن ترک تخاصم به مساله هسته‌ای، به‌ معنای دو سال «پا در هوا بودن» ایران و تداوم فشار اقتصادی بر مردم بود. به نظر من، مذاکره‌‌کنندگان و دیپلمات‌‌های ایرانی در این مرحله بسیار هوشیارانه عمل کردند. خوشحالم که در برابر فشارهای داخلی کوتاه نیامدند و خستگی ‌ناپذیر مقاومت کردند.
  • توپخانه مخالفان داخلی مذاکرات، توپخانه‌ای بسیار سنگین و تخریبی است؛ اما با وجود این، دیپلمات‌‌های ما و کلیت نظام زیر بار نرفتند. اگر ایران منطق مورد نظر امریکا را می‌‌پذیرفت یا مذاکره را رها می‌کرد، عملا ترک تخاصم به دو سال بعد موکول می‌شد و فشار اقتصادی کمرشکن بر مردم ادامه پیدا می‌کرد.
  • امیدوارم هرگز کار به خلع سلاح کامل ایران در حوزه هسته‌ای نکشد؛ و معتقدم مذاکره‌کنندگان ایرانی هم هرگز چنین امری را نخواهند پذیرفت. ما نباید به هیچ‌وجه به «غنی‌سازی صفر» تن بدهیم. تصور شخصی من این است که درنهایت ایران به سطحی مشخص و کنترل‌شده از غنی‌سازی خواهد رسید؛ سطحی که هم نیازهای فنی، انرژی و بازدارندگی را پوشش دهد و هم در چارچوب تفاهم‌های بین‌المللی قابل پذیرش باشد. اگر این سناریو محقق شود، نشانه دیگری است از اینکه ایران تا چه اندازه هوشمندانه عمل کرده است. پرسش شما بسیار مهم است و پاسخ آن هم، در عین حساسیت، کاملا روشن است: حفظ فناوری، کاهش تنش و انتقال بار مسوولیت به طرف مقابل.
  •  تردیدی ندارم که مدیریت و حاکمیت ایران بر این تنگه باید «غیرقابل انکار» باشد و در این باره جای بحثی وجود ندارد. اما در زمینه کسب درآمد مستقیم از تنگه باید بسیار محتاط بود. هر نوع اقدام شتاب ‌زده می‌تواند حساسیت‌های بین‌المللی را به‌شدت برانگیزد و حتی به تشکیل ائتلاف‌های جدید علیه ایران منجر شود. علاوه بر این، مالکیت تنگه هرمز مشترک میان ایران و عمان است و هر تصمیم یک‌جانبه، مسائل حقوقی و سیاسی پیچیده‌ای را به همراه دارد. 
  • به نظر من تنگه هرمز فقط یک راه دارد و آن‌هم «اقتدار صد درصدی جمهوری اسلامی و نظارت دایمی ایران» بر این آبراه است. ما نباید به ‌دنبال کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باشیم؛ دیناری درآمد از این تنگه برای ما نه لازم است و نه مفید. در عوض، اگر بتوانیم تنگه هرمز و خلیج‌فارس را به «منطقه صلح و امنیت پایدار» تبدیل کنیم، درآمدهای غیرمستقیمی که از این مسیر نصیب ایران می‌شود، به مراتب بیشتر و پایدارتر خواهد بود.
  • اکنون دوران تازه‌ای در منطقه و جهان آغاز شده که ایران نقشی بسیار مهم در شکل‌گیری آن ایفا کرده است. پس از ترک تخاصم، مساله اصلی ما دیگر صرفا سیاست خارجی یا میدان نبرد نیست؛ «مساله اصلی، نظام حکمرانی داخلی» است. تحولات عمیق در حوزه‌های شهروندی، مدنی، فرهنگی و اجتماعی باید بلافاصله پس از ترک تخاصم و تفاهم احتمالی آغاز شود. دسترسی آزاد و پایدار مردم به اینترنت بین‌المللی، یکی از اولین پیش ‌شرط‌‌هاست که خوشبختانه دولت زمینه آن را فراهم کرد. مطالبات نسل جدید در حوزه‌های مختلف - از اقتصاد و معیشت گرفته تا حقوق مدنی، سبک زندگی و آزادی‌های اجتماعی - باید به رسمیت شناخته و برای آنها سازوکارهای شفاف و پاسخگو طراحی شود. سبک زندگی و فکری مردم را نمی‌توان نادیده گرفت؛ باید آن را قبول کرد و در چارچوب قانون سامان داد.
  • فقط در این صورت است که ایران می‌تواند هم‌پای تحولات بیرونی، یک نظم پایدار در عرصه داخلی خود شکل دهد و از این طریق تعادل داخلی و خارجی را توأمان حفظ کند. در غیر این صورت، تنش‌های داخلی و نارضایتی‌های انباشته، سیستم را دوباره به حدی تضعیف می‌کند که دشمنان خارجی وسوسه تجاوز و فشار بیشتر پیدا می‌کنند. ترک تخاصم در بیرون، اگر با «آشتی پایدار در داخل» همراه نشود، دستاوردهایش در معرض خطر قرار می‌گیرد.
  •  
ارسال نظر

خبر‌فوری: فشار اقتصادی بر دوش بیماران؛ افزایش ترک درمان در پی افزایش هزینه‌های پزشکی