بعد از وصل اینترنت بین‌الملل، چرا مردم خیلی راحت از «بله، ایتا و روبیکا» دل کندند؟

قطع اینترنت و بازگشت دوباره دسترسی به شبکه جهانی، ناخواسته به یک تجربه اجتماعی بزرگ تبدیل شد؛ تجربه‌ای که نشان داد کاربران ایرانی در مواجهه با محدودیت‌های دیجیتال چگونه رفتار می‌کنند و مهم‌تر از آن، «اعتماد» چه جایگاهی در زیست آنلاین جامعه امروز ایران دارد.

بعد از وصل اینترنت بین‌الملل، چرا مردم خیلی راحت از «بله، ایتا و روبیکا» دل کندند؟

سید فرید موسوی نماینده مجلس در روزنامه شرق نوشت:

در روزهایی که دسترسی به بسیاری از پلتفرم‌های جهانی ممکن نبود، میلیون‌ها نفر برای ادامه ارتباطات روزمره، فعالیت‌های کاری و حتی امور اقتصادی خود، ناچار به استفاده از پیام‌رسان‌ها و سکوهای داخلی شدند؛ از بله و ایتا گرفته تا روبیکا. بسیاری حساب کاربری ساختند، گروه‌های خود را منتقل کردند و شکل تازه‌ای از ارتباط را هرچند موقت و ناخواسته‌ پذیرفتند. اما به‌ محض بازگشت اینترنت جهانی، موج بازگشت کاربران نیز آغاز شد؛ سریع، گسترده و بدون تردید. در میان واکنش‌های کاربران، جمله‌ای بیش از همه تکرار می‌شد: «چقدر دل‌کندن از بله، ایتا و روبیکا آسان بود».

شاید در نگاه اول، این جمله صرفا یک شوخی تلخ در فضای مجازی به نظر برسد، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، حامل یک پیام اجتماعی و سیاسی مهم است. مردم، ورای انتخاب یک سکوی ارتباطی، در جست‌وجوی فضایی‌ هستند که بتوانند به آن اعتماد کنند.

واقعیت این است که اعتماد با اجبار ساخته نمی‌شود. در جهان امروز نمی‌توان تنها با بستن مسیرهای رقیب، کاربران را به ماندن در یک سکو قانع کرد. محدودسازی شاید بتواند مهاجرتی موقت ایجاد کند، اما توان خلق «اعتماد پایدار» را ندارد. تجربه اخیر دقیقا همین را نشان داد؛ کاربران ممکن است در شرایط اضطرار، به هر بستری کوچ کنند، اما در نخستین فرصت به همان فضایی بازمی‌گردند که  احساس امنیت و اطمینان بیشتری در آن دارند.

این مسئله را نباید صرفا به کیفیت فنی پلتفرم‌های داخلی تقلیل داد. بخشی از این بی‌اعتمادی، ریشه در نگرانی‌های عمیق‌تر دارد؛ نگرانی درباره حریم خصوصی، امنیت داده‌ها، امکان نظارت و محدودشدن آزادی بیان. حتی اگر بخشی از این نگرانی‌ها واقعی نباشد، اصل ماجرا اهمیت دارد: در سیاست‌گذاری عمومی، «احساس مردم» گاهی به‌ اندازه خود واقعیت اثرگذار است. در جهان امروز، موفقیت پلتفرم‌ها فقط با بودجه، تبلیغات یا حمایت نهادی تعیین نمی‌شود؛ مهم‌ترین سرمایه هر سکو، «اعتماد عمومی» است. شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها زمانی به بخشی از زندگی مردم تبدیل می‌شوند که کاربران احساس کنند انتخابشان محترم شمرده می‌شود، داده‌هایشان امن است و حضورشان در آن فضا، ناشی از اختیار است نه اجبار. از همین منظر، شاید ضروری باشد که سیاست‌گذاری در حوزه اینترنت و فضای مجازی، از رویکرد «انسدادمحور» فاصله بگیرد و به سمت «اعتمادسازی» حرکت کند؛ زیرا تجربه نشان داده است فیلترینگ و محدودیت، در بهترین حالت فقط می‌تواند رفتار کاربران را موقتا تغییر دهد، اما نمی‌تواند سلیقه، ترجیح و احساس تعلق آنان را بازآفرینی کند. سرمایه اجتماعی، مهم‌ترین پشتوانه هر حکمرانی است و این سرمایه، بیش از هر چیز، بر پایه اعتماد شکل می‌گیرد؛ اعتمادی که نه با اجبار، بلکه با شفافیت، احترام به حریم خصوصی، پذیرش حق انتخاب شهروندان و گفت‌وگوی صادقانه با جامعه ساخته می‌شود و تا زمانی که این مسئله حل نشود، هر بار که درها باز شوند، دل‌کندن باز هم آسان خواهد بود.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: فشار اقتصادی بر دوش بیماران؛ افزایش ترک درمان در پی افزایش هزینه‌های پزشکی