قطع برق صنایع آغاز شد
علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان معتقد است؛ پیشنهاد کاهش محدودیت برق صنایع از دو روز به یک روز در هفته، اگرچه خبر مثبتی برای واحدهای تولیدی است، اما به تنهایی نمیتواند بحران انرژی صنعت سیمان را برطرف کند.
هفته گذشته طهمورث لاهوتیاشکوری، معاون وزیر صمت با تاکید بر ضرورت تامین برق پایدار برای واحدهای تولیدی، خواستار آن شد که مدیریت مصرف برق در شهرکها و نواحی صنعتی بیش از یک روز در هفته اعمال نشود.
به گزارش اعتماد، مدتهاست ناترازی برق دیگر تنها یک مشکل در حوزه انرژی نیست، بلکه به بحرانی فراگیر برای بخش تولید تبدیل شده که همزمان ظرفیت تولید، اشتغال، صادرات و رقابتپذیری صنایع را تهدید میکند. «اعتماد» در گفتوگویی با فعالان صنعت از نگرانیهایشان در مورد روند توزیع برق در سال جاری میپرسد؛ از نگاه آنها، تداوم خاموشیها و محدودیتهای تامین برق، برنامهریزی واحدهای صنعتی را مختل کرده، هزینههای تولید را به واسطه خرید برق از بازار آزاد، استفاده از سوختهای جایگزین و توقف خطوط تولید افزایش داده و فاصله تولید واقعی با ظرفیت اسمی کارخانهها را بیشتر کرده است. پیامد این وضعیت، کاهش توان ایفای تعهدات تولیدکنندگان، افت درآمد بنگاهها، تهدید اشتغال، کاهش صادرات و ارزآوری و افزایش فشار بر بازار داخلی است. فعالان صنعتی معتقدند عبور از این بحران تنها با کاهش موقت محدودیتهای برق امکانپذیر نیست و نیازمند برنامهای پایدار برای تامین انرژی، توسعه زیرساختهای تولید برق، حذف واسطهگری در بازار انرژی، تسهیل سرمایهگذاری بخش خصوصی و حمایت عملی دولت از صنایع است؛ در غیر این صورت، تداوم ناترازی برق میتواند خسارتهای گستردهتری به اقتصاد و تولید کشور وارد کند.
کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینهها
آرمان خالقی، عضو هیاتمدیره خانه صنعت، معدن و تجارت ایران بر این باور است؛ ناترازی برق دیگر تنها یک چالش در حوزه انرژی نیست، بلکه به یکی از مهمترین موانع تولید، سرمایهگذاری و حفظ اشتغال در کشور تبدیل شده است. در تعدادی از شهرکهای صنعتی، واحدها با دو روز یا حتی بیشتر قطعی برق مواجه هستند و در برخی موارد نیز خاموشیها در ساعات عصر تا نیمه شب ادامه پیدا میکند. این وضعیت برنامهریزی تولید را مختل کرده و هزینههای سنگینی را به صنایع تحمیل میسازد.
او با بیان اینکه هر ساعت توقف برق به معنای توقف خطوط تولید است به «اعتماد» میگوید: کارخانهای که امکان فعالیت مستمر ندارد، نمیتواند از ظرفیت واقعی تجهیزات و نیروی انسانی خود استفاده کند. در مقابل، هزینههای ثابت مانند حقوق کارکنان، بیمه، استهلاک ماشینآلات و سایر هزینههای جاری همچنان پابرجا میماند. در نتیجه، هزینه تولید هر واحد محصول افزایش پیدا میکند و توان رقابتی بنگاههای صنعتی کاهش مییابد.از سوی دیگر، بسیاری از واحدهای تولیدی تعهداتی در قبال مشتریان خود دارند. هنگامی که تولید به دلیل قطعی برق متوقف میشود، امکان تحویل به موقع سفارشها نیز از بین میرود. این مساله علاوه بر زیان مالی، اعتبار واحدهای تولیدی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و در برخی موارد موجب از دست رفتن بازارهای داخلی و صادراتی میشود.
خالقی با اشاره به پیامدهای محدودیت برق ادامه میدهد: این محدودیتها تنها به تولید محدود نمیشود و بازار کار را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. نخستین اثر آن کاهش اضافهکاری کارگران است. بسیاری از واحدهای صنعتی به دلیل کاهش ساعات فعالیت دیگر امکان برنامهریزی برای اضافهکاری ندارند و این موضوع درآمد بخشی از نیروی کار را کاهش میدهد.
عضو هیاتمدیره خانه صنعت، معدن و تجارت ایران توضیح میدهد: در کارخانههایی که به صورت سهشیفته فعالیت میکنند نیز امکان جابهجایی ساعات کاری وجود ندارد و قطعی برق اختلال جدی در روند تولید ایجاد میکند. کاهش درآمد بنگاهها نیز به مرور توان آنها را برای حفظ نیروی انسانی کاهش میدهد. به همین دلیل برخی واحدها ناچار میشوند بخشی از نیروهای خود را تعدیل کنند. البته شدت این مساله در صنایع مختلف متفاوت است، اما روند کلی نشان میدهد که پایداری اشتغال در بخش تولید با تهدید جدی روبهرو میشود.
خالقی ادامه میدهد: بررسی وضعیت صنعت نشان میدهد که کاهش تولید تنها نتیجه ناترازی برق نیست. در سالهای اخیر مجموعهای از عوامل از جمله تورم، مشکلات اقتصادی، پیامدهای جنگ و محدودیتهای تامین انرژی همزمان بر عملکرد صنایع اثر میگذارند. به همین دلیل نمیتوان سهم دقیق هر عامل را در کاهش تولید مشخص کرد، اما واقعیت این است که مجموعه این مشکلات فشار قابل توجهی بر بخش صنعت وارد میکند. امسال نیز اگرچه ظرفیت تولید برق نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده، اما همچنان فاصله میان تولید و مصرف برق وجود دارد و این شکاف باعث ادامه محدودیتها برای صنایع میشود.
او میگوید: در شرایط فعلی بسیاری از صنایع به این نتیجه رسیدهاند که برای حفظ تولید باید بخشی از برق مورد نیاز خود را تامین کنند. در حالی که وظیفه اصلی یک واحد صنعتی تولید کالاست، نه تولید برق، اما شرایط موجود آنها را به سمت سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای کوچک مقیاس یا استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر سوق میدهد. خوشبختانه استقبال مناسبی از این موضوع شکل گرفته است و بسیاری از واحدهای صنعتی برای احداث نیروگاه یا مشارکت در پروژههای مشترک اعلام آمادگی کردهاند. همچنین تشکیل کنسرسیوم میان صنایع مستقر در شهرکهای صنعتی میتواند هزینههای سرمایهگذاری را کاهش دهد و امکان تامین برق پایدار را فراهم کند.
او تاکید میکند: موفقیت این طرحها به حمایت دولت وابسته است، مهمترین مطالبه صنایع، کاهش بروکراسی اداری و تسریع در صدور مجوزهاست. علاوه بر آن، ارایه تسهیلات ارزانقیمت، معافیتهای مالیاتی، تسهیل تخصیص ارز، واگذاری زمین و توسعه زیرساختهای انتقال برق میتواند انگیزه سرمایهگذاری را افزایش دهد. خالقی میگوید: در سالهای اخیر صنایع بزرگ از جمله فولاد، پالایشگاهها و واحدهای معدنی نیز در مسیر احداث نیروگاه حرکت کردهاند و بخش خصوصی برای ایجاد ظرفیتهای جدید تولید برق اعلام آمادگی کرده است و اگر این روند با حمایت دولت همراه شود، بخشی از ناترازی موجود جبران خواهد شد.در نهایت، اینکه حل بحران برق تنها با مدیریت مصرف امکانپذیر نیست و توسعه زیرساختهای تولید انرژی، حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی و کاهش موانع اداری سه اقدامی است که میتواند هم امنیت انرژی صنایع را افزایش دهد، هم از کاهش تولید جلوگیری کند و هم مانع آسیب بیشتر به اشتغال کشور شود.
کاهش حجم برق صنایع
علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان معتقد است؛ پیشنهاد کاهش محدودیت برق صنایع از دو روز به یک روز در هفته، اگرچه خبر مثبتی برای واحدهای تولیدی است، اما به تنهایی نمیتواند بحران انرژی صنعت سیمان را برطرف کند.
او در این باره به «اعتماد» میگوید: افزایش هزینه خرید برق، تامین برق از بورس انرژی، محدودیت گاز و رشد هزینههای تولید همچنان مهمترین چالشهای این صنعت به شمار میروند.
الوندیان تاکید میکند: طبیعی است که هر میزان کاهش در محدودیت برق به نفع تولید است و اگر این وعده عملی شود، بخشی از فشار وارد شده به کارخانههای سیمان کاهش پیدا میکند و واحدهای تولیدی فرصت بیشتری برای فعالیت خواهند داشت. با این حال امیدوار هستیم در ماههای تیر و مرداد محدودیتهای جدیدی برای صنایع اعمال نشود، زیرا کارخانههای سیمان در همین شرایط نیز با کمبود برق مواجه هستند.
الوندیان با اشاره به شرایط تامین برق واحدهای سیمانی توضیح میدهد: میزان برقی که در اختیار صنعت سیمان قرار دارد، پاسخگوی نیاز واقعی کارخانهها نیست، به همین دلیل بسیاری از واحدهای تولیدی ناچارند بخشی از برق مورد نیاز خود را از بازار آزاد یا بورس انرژی تامین کنند که این موضوع هزینههای تولید را به شدت افزایش میدهد و فشار زیادی بر تولیدکنندگان وارد میکند.
الوندیان ادامه میدهد: کارخانهها امروز علاوه بر برق دولتی، برق را با قیمت آزاد نیز خریداری میکنند. البته قیمت فروش سیمان در بورس کالا به گونهای نیست که بتواند این افزایش هزینه را جبران کند. در نتیجه بخش مهمی از این هزینه مستقیما به تولیدکنندگان تحمیل میشود و حاشیه سود کارخانهها کاهش پیدا میکند.
الوندیان میگوید: یکی از مشکلات اصلی این است که برق به اندازه کافی در بورس انرژی عرضه نمیشود و همین مساله باعث میشود واسطهها وارد بازار شوند و قیمتها را افزایش دهند. ما در گذشته برق را با قیمت حدود هفت تا ۹ هزار تومان خریداری میکردیم، اما اکنون قیمتها در برخی موارد از ۲۰ هزار تومان هم فراتر میرود. این در حالی است که قیمت پایه بسیار پایینتر است و این اختلاف ناشی از واسطهگری است.
الوندیان میگوید: اگر قرار است صنایع برق مورد نیاز خود را از بازار تهیه کنند، باید شرایطی فراهم شود که تولیدکنندگان برق مستقیما با مصرفکنندگان صنعتی معامله کنند. شرکتهای واسطه یا خردهفروشی که برق را خریداری و با قیمت بالاتر عرضه میکنند، باید ساماندهی شوند تا هزینه اضافی به صنایع تحمیل نشود.
الوندیان توضیح میدهد: صنعت سیمان حدود ۹۰ میلیون تن ظرفیت اسمی تولید دارد، اما محدودیتهای برق در تابستان و محدودیت گاز و برق در زمستان باعث میشود تولید واقعی فاصله قابل توجهی با ظرفیت اسمی داشته باشد. در حال حاضر تولید سالانه صنعت حدود ۷۵ میلیون تن است و بخش مهمی از این کاهش ناشی از محدودیتهای انرژی است.
الوندیان میگوید: واحدهای تولیدی در زمان محدودیت برق ناچار میشوند از مازوت استفاده کنند. استفاده از این سوخت علاوه بر هزینه خرید، هزینه حملونقل قابل توجهی نیز به کارخانهها تحمیل میکند و هزینه تمام شده تولید را افزایش میدهد.
الوندیان میگوید: وقتی هزینه برق، گاز، حمل سوخت و سایر هزینههای تولید بهطور همزمان افزایش پیدا میکند، طبیعی است که قیمت تمام شده سیمان نیز بالا میرود. اگر محدودیتهای شدید انرژی ادامه پیدا کند، صنعت ناچار میشود برای ادامه فعالیت و جلوگیری از زیان، قیمتها را متناسب با هزینههای تولید بازنگری کند.انتظار ما این است که سیاستگذاران با نگاه جامعتری به صنعت سیمان توجه کنند. تامین پایدار انرژی برای کارخانهها، حذف واسطهگری در بازار برق و اصلاح سازوکار عرضه انرژی، اقداماتی است که هم به حفظ تولید کمک میکند و هم مانع افزایش هزینهها و کاهش ظرفیت تولید در این صنعت میشود.