پشتپرده حذف محمود نبویان و ابراهیم رضایی از هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی / بخشایش: هنر این نیست که جامعه را مدام به لبه جنگ نزدیک کنیم
احمد بخشایش گفت: تغییرات اخیر در هیات رییسه این کمیسیون بیش از آنکه حامل یک پیام سیاسی از پیشطراحی شده باشد، محصول ارزیابی درونکمیسیونی اعضا از عملکرد دو سال گذشته و ضرورت ایجاد نظم و مدیریت بهتر در ادامه کار است.
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره تغییرات اخیر در هیات رییسه این کمیسیون با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
- تغییرات اخیر در هیات رییسه این کمیسیون بیش از آنکه حامل یک پیام سیاسی از پیشطراحی شده باشد، محصول ارزیابی درونکمیسیونی اعضا از عملکرد دو سال گذشته و ضرورت ایجاد نظم و مدیریت بهتر در ادامه کار است.
- آقای عزیزی که دیدگاههایشان به مخالفان تفاهم نزدیک است، دوباره رییس ماند. اگر قرار بود یک جابهجایی کاملا هدفمند و جناحی رخ بدهد، باید در سطح ریاست هم این تغییر را میدیدیم.
- به نظر من، کمیسیون امنیت ملی باید تا جایی که امکان دارد، کشور را در مسیر آرامش پیش ببرد. هنر این نیست که جامعه را مدام به لبه جنگ نزدیک کنیم. ما در ۴۷ سال گذشته بارها جنگ و تنش را تجربه کردهایم و باید از این تجربهها درس بگیریم.
- جنگ، حتی اگر به شکست کامل طرف مقابل منجر نشود، هزینههای سنگینی بر زیرساختها، اقتصاد، روان جامعه و امکان برنامهریزی برای آینده تحمیل میکند. ممکن است طرف مقابل نتواند ساختار سیاسی ایران را از هم بپاشد یا اراده خود را مستقیما تحمیل کند، اما میتواند خسارتهای جدی وارد کند و کشور را سالها عقب بیندازد. بنابراین ما نباید از موضع قدرت و مقاومت، به این نتیجه غلط برسیم که پس ادامه جنگ به نفع ماست. نه؛ اتفاقا همین تابآوری باید به ما کمک کند تا با اعتماد به نفس بیشتر از جنگ فاصله بگیریم و در صورت امکان، مسیر تفاهم و کاهش تنش را دنبال کنیم.
- اینکه ما خودمان با شعارهای بیمبنا و مواضع تند، مدام به سمت تولید دشمن و بازتولید بحران برویم، به نظرم دیگر کافی است. کشور به عقلانیت نیاز دارد، نه به تندگویی مستمر.
- اگر کشور مدام در وضعیت ترس، خوف، انتظار درگیری و فضای نیمهجنگی قرار بگیرد، مردم دیگر نمیتوانند برای زندگیشان برنامهریزی کنند. نه میدانند باید سرمایهگذاری کنند، نه میدانند چه شغلی را دنبال کنند، نه افق روشنی برای آینده میبینند. این وضعیت برای اداره کشور مناسب نیست.
- همان قدر که جنگ بخشی از زندگی است، مذاکره هم بخشی از زندگی است. نمیشود مذاکره را حذف کرد و تصور کرد که همه مسائل صرفا از مسیر زور و تقابل حل میشود. سیاست موفق، سیاستی است که هم قدرت دفاع را داشته باشد و هم قدرت گفتوگو را.
- وقتی بناست کشور برای رسیدن به تفاهم یا کاستن از تنشها وارد مسیر گفتوگو شود، طبیعی است که عدهای باید بروند و مذاکره کنند. مذاکره ذاتا به معنای کش و قوس، چانهزنی، امتیاز گرفتن و امتیاز ندادن است. مذاکره یعنی تلاش برای اینکه با حداقل هزینه، حداکثر منفعت را برای کشور به دست بیاورید. این کار نه خیانت است، نه ضعف، بلکه بخشی از عقلانیت حکمرانی است.
- در چنین شرایطی، اینکه برخی در داخل همان شعارهایی را تکرار کنند که عملا به نفع تندروهای بیرونی و جنگطلبان تمام میشود، به نظرم درست نیست. من گاهی در برخی تجمعات که شرکت میکنم یا آنها را میبینم، واقعا دلم میگیرد؛ اینکه علیه مسوولان کشور، علیه روسای قوا یا چهرههای مذاکرهکننده، با ادبیاتی تند و تخریبی شعار داده شود، به انسجام ملی آسیب میزند. ما چرا باید با سرمایههای خودمان این گونه رفتار کنیم؟
- اصولا هیچ جنگی بدون آنکه جایی به گفتوگو و مذاکره برسد، پایان پیدا نمیکند. من افق یک جنگ بلندمدت و تمامعیار میان ایران و امریکا را خیلی محتمل نمیبینم، اما درگیریهای محدود، مقطعی و فرسایشی را ممکن میدانم. این درگیریها تا زمانی ادامه پیدا میکند که نوعی تعادل شکل بگیرد و هر دو طرف به این جمعبندی برسند که هزینه ادامه تنش بیش از فایده آن است.