حمله گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران قریب‌الوقوع است؟

یک کارشناس گفت:‌ به نظر نمی‌رسد واشنگتن و تل‌آویو در این مقطع به‌دنبال حمله‌ای گسترده باشند، اما ترکیب فشار، تهدید و طرح امکان مذاکره را ادامه خواهند داد.

حمله گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران قریب‌الوقوع است؟

تهران برای بهره‌گیری از ظرفیت مجمع عمومی سازمان ملل باید از سطح مواضع اعلامی عبور کرده و با یک ابتکار اجرایی، دیپلماسی چندجانبه و چندلایه را دنبال کند. بالاخص در شرایطی که همزمانی فشار و مذاکره در راهبرد ترامپ، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای استفاده از اهرم‌های نظامی و اقتصادی به‌منظور تغییر محاسبات ایران است؛ هرچند هزینه‌های گسترش جنگ، مانع از گزینه‌های پرریسک خواهد شد.

به گزارش اعتماد، جواد حیران‌نیا، پژوهشگر و کارشناس روابط بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره فرصت تهران در حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «سازمان ملل یکی از مهم‌ترین عرصه‌های چندجانبه‌گرایی است و کشورها از حاشیه نشست مجمع عمومی برای دیدارهای دوجانبه، رایزنی‌های گروهی و پیشبرد دیپلماسی استفاده می‌کنند. ایران نیز می‌تواند از ظرفیت جنبش عدم تعهد، دی‌هشت و دیگر سازوکارهای چندجانبه برای توسعه روابط و کاهش تنش‌ها بهره‌مند شود.»

او با اشاره به پیامدهای تنش در تنگه هرمز افزود: «این بحران به منطقه محدود نمانده و افزایش قیمت انرژی و اختلال در تردد دریایی، کشورهای عربی، آسیایی و آفریقایی را متاثر کرده است. به همین دلیل، نگاه‌ها به ایران است و تهران باید در مجمع عمومی با طرحی عملی وارد گفت‌وگوها شود؛ زیرا مواضع اعلامی و تماس‌های دیپلماتیک، به‌تنهایی برای خروج از وضعیت کنونی کافی نیست.» حیران‌نیا ادامه داد: «فرمت دیدار روسای‌جمهوری ایران و چین و نیز برگزارنشدن نشست پیشنهادی ایران و عمان درباره تنگه هرمز، نشان می‌دهد حتی کشورهای نزدیک به ایران و طرف‌های منطقه‌ای نیز در انتظار ابتکاری اجرایی از‌سوی تهران هستند. هیات ایرانی باید همچنین به طرف‌های مقابل اطمینان دهد که مواضع مطرح‌شده، مورد توافق مجموعه نهادهای تصمیم‌ساز کشور است تا دیدارها از سطح تشریفاتی فراتر برود.»

او با اشاره به احتمال رایزنی با پاکستان درباره تحولات منطقه، تنگه هرمز و مذاکرات ایران و امریکا گفت: «تهران باید از این فرصت برای فعال‌سازی دیپلماسی چندجانبه با حضور چین، روسیه، کشورهای عربی خلیج‌فارس و پاکستان استفاده کند. مساله تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای نیز می‌تواند از اهرم‌های ایران برای رسیدن به توافقی تامین‌کننده منافع همه طرف‌ها باشد.»

دیپلماسی در سایه تهدید​

حیران‌نیا درباره احتمال مذاکره یا تشدید تنش ازسوی دونالد ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا گفت: «پیش‌بینی رفتار ترامپ دشوار است. او اخیرا مدعی شده نتیجه انتخابات کنگره، فارغ از عملکرد رییس‌جمهور، معمولا به زیان حزب حاکم رقم می‌خورد؛ با این حال، نگرانی جمهوری‌خواهان از این انتخابات موضوعی نیست که بتواند کاملا نادیده گرفته شود.» او با اشاره به همزمانی سیگنال‌های مذاکره با تهدیدهای نظامی افزود: «رویکرد ترامپ نه صرفا نظامی است و نه صرفا دیپلماتیک. او برمبنای ایده «صلح از طریق قدرت»، تهدید نظامی را پشتوانه دیپلماسی و ابزاری برای گرفتن امتیاز از ایران می‌داند. فشار حداکثری نیز، دست‌کم در سطح اعلامی، با هدف کشاندن تهران به میز مذاکره اعمال می‌شود؛ هرچند مواضع ترامپ در این باره گاه متناقض بوده است.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل، با تردید درباره احتمال آغاز جنگ گسترده پیش از انتخابات، تصریح کرد: «ترامپ از هزینه‌های حمله زمینی و حساسیت افکار عمومی امریکا نسبت به تلفات نظامی آگاه است. درگیری موجود نیز بدون راهبرد خروج روشن، می‌تواند فرسایشی شود و گسترش آن هزینه‌های به‌مراتب بیشتری دارد. از همین رو، با وجود تجهیز بیشتر اسراییل و احتمال افزایش تحرکات آن، آغاز یک رویارویی فراگیر پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای امریکا و رقابت‌های پارلمانی اسراییل، برای ترامپ و بنیامین نتانیاهو ریسک سیاسی و اقتصادی بالایی دارد.»

او در ادامه گفت: «به نظر نمی‌رسد واشنگتن و تل‌آویو در این مقطع به‌دنبال حمله‌ای گسترده باشند، اما ترکیب فشار، تهدید و طرح امکان مذاکره را ادامه خواهند داد.»

میانجیگری محتاطانه چین

حیران‌نیا درباره امکان میانجیگری چین و ظرفیت پکن برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای گفت: «چین بازیگری قدرتمند و برخوردار از ظرفیت میانجیگری است، اما از نگاه امریکا نمی‌تواند میانجی بی‌طرفی باشد. با این حال، پکن نگرانی جدی درباره ثبات انرژی، امنیت کشتیرانی و گسترش جنگ دارد؛ نگرانی‌ای که با تحولات یمن و افزایش ناامنی در دریای سرخ و باب‌المندب تشدید شده است.»

او افزود: «چین شاید هزینه‌های بی‌ثباتی در تنگه هرمز را در چارچوب رقابت با امریکا قابل تحمل بداند، اما گسترش ناامنی به باب‌المندب و طولانی ‌شدن بحران، برای پکن و شرکای عرب آن هزینه‌زاست. بنابراین چین مایل نیست دامنه جغرافیایی یا زمانی درگیری افزایش یابد.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل در ادامه با اشاره به رفتار چین در شورای امنیت تصریح کرد: «پکن در عین حمایت سیاسی از ایران و تاکید بر توقف جنگ و دیپلماسی، ملاحظات مستقل خود را دارد. رای ممتنع چین به قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره محکومیت حملات تلافی‌جویانه ایران به کشورهای عربی، نشان داد پکن با وجود مخالفت با اقدام نظامی علیه ایران، این حملات را نیز نمی‌پذیرد. چین و روسیه نیز قطعنامه مربوط به ایجاد سازوکار نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز را وتو کردند تا از شکل‌گیری نظمی با حمایت امریکا در خلیج‌فارس جلوگیری شود.» حیران‌نیا در توضیح محدودیت‌های میانجیگری پکن گفت: «چین معمولا زمانی وارد میانجیگری جدی می‌شود که نیاز دو‌طرف به توافق و امکان موفقیت را احراز کند؛ چنان‌که در توافق ایران و عربستان عمل کرد. در سفر شی جین‌پینگ به امریکا، مسائل تجاری و تعرفه‌ها اولویت دارد، اما موضوع ایران نیز مطرح خواهد شد.»   او در ادامه افزود: «امریکا به‌احتمال زیاد با نقش گسترده چین در خلیج‌فارس مخالفت می‌کند، زیرا نمی‌خواهد پکن از مسیر میانجیگری نفوذ بیشتری در منطقه به دست آورد. با این همه، اگر چین بتواند راهکاری سازگار با منافع واشنگتن پیشنهاد دهد و ایران را به پذیرش آن ترغیب کند، امریکا ممکن است از آن استقبال کند.»

همگرایی امنیتی اعراب و اسراییل

حیران‌نیا درباره نشست‌های احتمالی فرماندهان سنتکام و کشورهای عربی گفت: «ایران نباید همگرایی میان کشورهای عربی و اسراییل را کاملا دور از ذهن بداند. با وجود اختلاف‌های سیاسی، همکاری تاکتیکی میان آنها می‌تواند شکل بگیرد. پیام منتسب به اسراییل برای کمک نظامی به عربستان در برابر حوثی‌های یمن نیز نشان می‌دهد زمینه‌ای برای همکاری بیشتر، با هدایت امریکا، وجود دارد.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: «پیش از هفتم اکتبر، بحث ایجاد یک سامانه دفاع یکپارچه میان اسراییل و کشورهای عربی با راهبری امریکا جدی بود. تداوم تهدیدها در خلیج‌فارس، تنگه هرمز، دریای سرخ و باب‌المندب می‌تواند این کشورها را به تبادل اطلاعات، همکاری امنیتی و نزدیک ‌شدن به یک چارچوب دفاع مشترک سوق دهد. میان برخی کشورهای عربی و اسراییل نیز هم‌اکنون ارتباط‌ها و همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی آشکار یا پنهان وجود دارد.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل در توضیح هدف واشنگتن گفت: «امریکا از هزینه‌های امنیتی تحمیل ‌شده به کشورهایی مانند عربستان استفاده می‌کند تا آنها را به این جمع‌بندی برساند که تامین ثبات و امنیتشان در چارچوب نظم مورد حمایت واشنگتن و مسیرهایی چون توافق ابراهیم ممکن است.»

حیران‌نیا همزمان درباره ائتلاف‌های منطقه‌ای دیگر نیز تصریح کرد: «واشنگتن ممکن است همکاری ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان را تحمل کند، زیرا بخشی از بار تامین امنیت را بر دوش خود این کشورها می‌گذارد. اما امریکا نمی‌خواهد چنین ائتلافی در تقابل با اسراییل تعریف شود، بلکه می‌کوشد اسراییل را شریک امنیتی کشورهای عربی، ازجمله عربستان، معرفی کند و این تصور را تقویت کند که بدون همکاری با آن، قادر به تامین امنیت خود نیستند.» حیران‌نیا با اشاره به کارکرد احتمالی این نشست‌ها در طراحی معماری بازدارندگی و دفاع منطقه‌ای گفت: «این گفت‌وگوها می‌تواند زمینه‌ساز هماهنگی میان طرف‌ها برای مواجهه با سناریوی تشدید تنش و تعیین شکل همکاری‌های امنیتی و دفاعی در آن شرایط باشد. با این حال، هدف آن احتمالا به مدیریت یک بحران محدود نمی‌شود و چشم‌انداز پررنگ‌تر، ایجاد نظمی امنیتی گسترده‌تر در منطقه است؛ نظمی که معماری بازدارندگی و دفاع منطقه‌ای می‌تواند مبنای آن باشد.»

نقش محدود چین در حل بحران

حیران‌نیا درباره سفر شی جین‌پینگ به امریکا و پیامدهای آن برای ایران و منطقه گفت: «به نظر می‌رسد محور اصلی گفت‌وگوهای شی و ترامپ، مسائل تجاری و اقتصادی، به‌ ویژه تعرفه‌ها، باشد؛ هرچند مساله ایران نیز در دستور کار قرار خواهد داشت. گزارش‌ها نیز نشان می‌دهد دو طرف در آستانه این دیدار، علاوه بر تجارت و تعرفه‌ها، درباره ایران گفت‌وگو می‌کنند.»  او افزود: «امریکا ممکن است نقشی محدود برای چین بپذیرد، به شرط آنکه پکن نتواند از این میانجیگری به اهرم نفوذ و اعتبار ویژه در نظم منطقه‌ای تبدیل شود. واشنگتن تمایلی ندارد حل‌وفصل بحران به تقویت جایگاه چین در ساختار امنیتی خلیج‌فارس منجر شود.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل در عین حال تصریح کرد: «اگر چین راهکاری ارایه دهد که منافع امریکا را درنظر بگیرد، به کاهش بحران کمک کند و همزمان دستاورد سیاسی برجسته‌ای برای پکن ایجاد نکند، واشنگتن الزاما با ایفای چنین نقشی مخالفت نخواهد کرد، بلکه ممکن است از آن استقبال کند.»

فشار بر ایران در سایه سفر نتانیاهو

حیران‌نیا درباره دیدار احتمالی بنیامین نتانیاهو با مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا گفت: «روبیو در تقسیم‌بندی‌های اولیه دولت ترامپ، در زمره چهره‌های تندروتر قرار می‌گرفت و نسبت به ایران نیز رویکرد سخت‌گیرانه‌تری داشته است. با این حال، او تلاش کرده هزینه شکست‌های احتمالی سیاست امریکا درقبال ایران متوجه شخص ترامپ باشد، نه خود او.»

او افزود: «سفر نتانیاهو به امریکا در امتداد حفظ فشار بر ایران و برجسته‌ کردن تهدید نظامی قابل ارزیابی است. احتمال هماهنگی‌های پشت‌پرده درباره اقدام نظامی نیز به ‌طور کامل منتفی نیست، هر چند نشانه روشنی از چنین توافقی منتشر نشده است. این سفر همزمان با سفر رییس‌جمهوری چین انجام می‌شود؛ در‌حالی‌که پکن بر مهار جنگ و بازگشت به دیپلماسی تاکید دارد، نتانیاهو با جریان‌هایی در واشنگتن گفت‌وگو می‌کند که به گزینه نظامی گرایش بیشتری دارند.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل تصریح کرد: «امریکا در گذشته تحت‌تاثیر ارزیابی‌ها و خواسته‌های اسراییل، از سیاست‌های تهاجمی علیه ایران حمایت کرده، اما تجربه جنگ و محقق ‌نشدن برخی پیش‌بینی‌ها درباره تحولات داخلی ایران، می‌تواند واشنگتن را در همراهی با حمله‌ای وسیع محتاط‌تر کند. تمرکز دوباره امریکا بر تحریم‌ها و فشار اقتصادی نیز نشان می‌دهد واشنگتن همچنان می‌کوشد از مسیر فشار، ایران را به امتیازدهی وادار کند.» حیران‌نیا در ادامه گفت: «این تصور امریکا است، اما میزان تاب‌آوری ایران در جنگ اقتصادی نیز متغیر مهمی است و ممکن است بر محاسبات واشنگتن اثر بگذارد. در عین حال، نباید آثار فشار اقتصادی بر اقتصاد کشور، معیشت گروه‌های اجتماعی و آینده ایران را کم‌اهمیت تلقی کرد و تصمیم‌گیران باید آن را در محاسبات خود لحاظ کنند.»

پیشروی حوثی‌ها و راهبرد غیر قابل پیش‌بینی امریکا

حیران‌نیا درباره پیشروی حوثی‌ها در جنوب یمن و چرایی خودداری امریکا از ورود مستقیم به درگیری گفت: «تسلط بیشتر حوثی‌ها بر سواحل جنوبی یمن و نزدیکی به باب‌المندب، امکان هدف‌گیری کشتی‌ها در دریای سرخ را برای آنها آسان‌تر می‌کند. کنترل جزیره پریم یا میون در دهانه باب‌المندب نیز موقعیتی راهبردی دراختیار این گروه می‌گذارد و در صورت گسترش نفوذ آنها در سواحل استان تعز، اشراف‌شان بر تردد دریایی افزایش می‌یابد.» او ناتوانی نیروهای وابسته به عربستان را نیز موثر دانست و افزود: «ضعف عملیاتی این نیروها و درگیری‌های آنها با نیروهای مورد حمایت امارات، به تسریع پیشروی حوثی‌ها کمک کرده است. حوثی‌ها پیش از این نیز توان موشکی و پهپادی لازم برای تهدید باب‌المندب، دریای سرخ و کشتی‌های دوردست را دراختیار داشتند، اما تصرف مواضع جدید، دقت و ظرفیت عملیاتی آنها را افزایش می‌دهد.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل درباره رویکرد واشنگتن تصریح کرد: «به‌رغم درخواست‌های محمد بن‌سلمان از ترامپ برای کمک، امریکا پس از تجربه بمباران‌های گسترده و توافق آتش‌بس با حوثی‌ها، تمایلی به ورود دوباره به معرکه ندارد. واشنگتن به این نتیجه رسیده که حملات هوایی به‌تنهایی نمی‌تواند توان حوثی‌ها را برای تهدید کشتیرانی از بین ببرد و توافق سیاسی، راه کم‌هزینه‌تری برای ایمن نگه‌داشتن کشتی‌های امریکایی است.» حیران‌نیا ادامه داد: «امریکا به جای ورود مستقیم، کمک نظامی و لجستیکی و فروش تسلیحات به عربستان را ترجیح می‌دهد. همزمان، واشنگتن به ریاض این پیام را می‌دهد که دستیابی به تضمین‌های امنیتی گسترده‌تر، در گرو قرار گرفتن عربستان در نظم منطقه‌ای مطلوب امریکا، ازجمله مسیر عادی‌سازی روابط با اسراییل، است. در این چارچوب، امریکا تا زمانی که تهدید از کنترل خارج نشود، از مداخله مستقیم پرهیز و تلاش می‌کند با کمک‌های محدودتر اوضاع را مدیریت کند.»

عقب‌نشینی از دفاع مشترک

حیران‌نیا در بخش نهایی این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: «انفعال امریکا در دفاع از متحدان از دوره اوباما و سیاست چرخش به آسیا آغاز شد؛ واشنگتن دیگر نمی‌خواهد هزینه تامین امنیت کشورهای عربی خلیج‌فارس را با بهای اندک بپردازد. برخلاف دوره‌ای که تهدید علیه این کشورها عملا تهدید علیه منافع ملی امریکا تلقی می‌شد، امریکا اکنون برای ورود به درگیری به نفع متحدانش، انتظار دارد خود آنها هزینه سیاسی، مالی و نظامی بیشتری بپردازند.»

او با اشاره به حمله سال ۲۰۱۹ به تاسیسات آرامکو افزود: «ترامپ در آن مقطع نیز حاضر نشد به ‌طور خودکار وارد درگیری شود و عربستان را مسوول تعیین و پیگیری پاسخ دانست. این رویکرد همچنان ادامه دارد: امریکا با کشورهای عربی همکاری‌های تسلیحاتی، اطلاعاتی و نظامی دارد، اما نمی‌خواهد این همکاری‌ها به اصل دفاع مشترک شبیه ماده ۵ ناتو تبدیل شود.» این پژوهشگر روابط بین‌الملل ادامه داد: «حتی توافق جامع امنیتی و اقتصادی امریکا و بحرین نیز، با وجود گسترش همکاری‌های دفاعی و اطلاعاتی، تضمین دفاع مشترک نداشت. کشورهایی چون قطر، کویت و عربستان نیز، با وجود روابط نزدیک نظامی با واشنگتن، در سطحی شریک راهبردی محسوب نمی‌شوند که امریکا اصل دفاع مشترک را درباره آنها اجرا کند.»  حیران‌نیا در پایان گفت: «حتی توافق‌های تازه واشنگتن و ریاض نیز به چنین سطحی نرسیده‌اند. امریکا کمک‌های نظامی و لجستیکی را ترجیح می‌دهد، اما تمایلی به پذیرش تعهدی ندارد که آن را به‌ طور خودکار وارد جنگ برای دفاع از عربستان کند.»

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: صعود قیمت تتر امروز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵