محسن هاشمی: کشور نیازمند تصمیمات شجاعانه برای عبور از پیچ تاریخی است/ نسبت به زمینهسازی دشمن برای شکلگیری اعتراضات هشدار داد
محسن هاشمی با اشاره به شرایط حساس کشور هشدار داد باید مراقب بود در دام فریب راهبردی دشمن نیفتیم و با تصمیمات خردمندانه از وضعیت فرسایشی کنونی خارج شویم.
محسن هاشمی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران درباره نامهنگاری جیدیونس با محسن رضایی گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
امروز بر اساس تحولات جدید و شرایط حساسی که کشور در آن قرار دارد، به نظرم میرسد که ما باید یک قدم جلوتر برویم و پلن بعدی این بحث را با دقت و بدون تعارف پیش ببریم و آن موضوع حیاتی این است که مبادا در دام «فریب راهبردی» دشمن بیفتیم.
اساسا ما باید دیپلماسی و روند مذاکره را بهگونهای مدیریت کنیم که منافع کلان کشور و منافع معیشتی و امنیتی مردم در کانون توجه قرار گیرد و بهطور واقعی محقق شود. هدف نهایی ما باید این باشد که از وضعیت فرسایشی و نامتعادل کنونی یعنی شرایط بلاتکلیف «نه جنگ و نه صلح» بیرون بیاییم. باید به سمت یک شرایط عادی و باثبات حرکت کنیم تا بتوانیم توسعه همهجانبه کشور را مجددا کلید زده، آسیبها و خسارات سنگینی را که در سالهای اخیر متحمل شدهایم با برنامهریزی بازسازی کنیم.
باید دید اساسا چگونه میتوان «پیروزی» را تعریف کرد؟ آیا تعریف پیروزی این است که صرفا ایران به اهداف راهبردی، اقتصادی و توسعهای خود رسیده است یا اینکه پیروزی را در این خلاصه کنیم که دشمن به اهداف حداکثری اعلامی خودش نرسیده است؟ اگر ملاک ما صرفا ناکامی دشمن در اجرای سناریوی فوری باشد، پرسش بسیار مهم و راهبردی بعدی این است که ما اهداف واقعی و لایههای زیرین دشمن را چگونه تشخیص میدهیم تا بتوانیم در فرآیند مذاکرات، در دام فریب راهبردی آنها نیفتیم و در عین حال، اهداف و دستاوردهای حیاتی خود را نیز از دست ندهیم؟ باید مراقب باشیم در دام فریب راهبردی دشمن نیفتیم و فریب بازی کوتاهمدت آنها را نخوریم.
اگر خاطرتان باشد پس از آن جنگ ۱۲ روزه که متاسفانه با ترور ناجوانمردانه تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و بمباران بخشی از زیرساختها و تاسیسات هستهای کشورمان همراه بود، این رخداد به نوبه خود بستر و زمینه را برای حوادث تلخ و ناگوار دیماه ۱۴۰۴ فراهم کرد. در آن مقطع نیز ما ناآرامیها، آشوبها و تظاهرات گستردهای را تجربه کردیم که متاسفانه با خسارات سنگین و تقدیم شهدا و جانباختگان بسیاری همراه شد.
رخدادهای مرتبط با حوادث دی1404 بهطور طبیعی زمینه را برای بروز مناقشه خطرناکتر جنگ ۴۰ روزه فراهم کرد. در آن جنگ ۴۰ روزه متاسفانه ما شاهد فجایع بزرگی بودیم؛ از جمله شهادت مقام معظم رهبری که ضربه جبرانناپذیری بود و به شهادت رسیدن بخش بزرگ دیگری از مدیران ارشد، مسوولان، دانشمندان برجسته و فرماندهان دلاورمان. افزون بر این، زیرساختهای حیاتی نظامی، اقتصادی و شبکه انرژی کشور نیز متحمل آسیبهای بسیار شدیدی شد. اما نکته قابل تامل اینجاست که پس از پایان آن جنگ سنگین نیز بلافاصله همان تحلیل قبلی درباره عدم توفیق دشمن در تغییر رژیم و پیروزی ایران تکرار شد.
البته در همان مقطع، یک دستاورد و پیروزی نسبی به دست آمد که عبارت بود از امضای تفاهمنامه و توافقنامه اسلامآباد؛ تفاهمنامهای که به واقع از منظر دیپلماتیک میتوان آن را یک پیروزی برای ایران دانست. اما به هر دلیلی آن توافقنامه نیز به هم خورد. پس از این رخداد کشور بلافاصله دچار محاصره دریایی شد.
وقتی قطعات مختلف این پازل را کنار هم میگذاریم، میبینیم که دشمن گام به گام و مرحله به مرحله در حال پیشبرد گزارههای مدنظرش بوده است. پس از تحمیل محاصره دریایی، در عمل دیدیم که وضعیت اقتصادی کشور دچار مشکلات و بحرانهای بسیار عمیقتری شد. ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی به نصف کاهش یافت و نرخ دلار دوبرابر شد و فشار معیشتی و اقتصادی به شدت بر دوش مردم سنگینی کرد؛ وضعیتی که همین امروز نیز ادامه دارد.
به نظر میرسد هدف بنیادین دشمن در این مقطع هم زمینهسازی برای شکلگیری اعتراضات و نارضایتیهای جدید اجتماعی است. اینجاست که میگویم باید اهداف واقعی دشمن از تحرکاتش را تحلیل و استخراج کرد و بر اساس آن برنامهریزیهای لازم را ترتیب داد.
باید صادقانه از خود بپرسیم: آیا هدفِ «براندازی نظام ظرف چند روز» واقعا یک هدف عملیاتی و واقعی برای دشمن بوده یا اینکه این، صرفا یک فریب و برنامهریزی بلندمدت دشمن است که در مقاطع مختلف به ما ضربه بزند، حملات کوتاهمدت و سهمگین انجام دهد و در نتیجه، گامبهگام به هدف اصلی و نهایی خودش نزدیکتر شود؟ اگر ما این احتمال راهبردی را بپذیریم و بیدار شویم، ناگزیر باید به این پرسش حیاتی پاسخ دهیم که چگونه میتوانیم از این دام فریب استراتژیک که دشمن قصد دارد ما را گرفتار آن کند، خارج شویم؟ راه برونرفت چیست؟ پاسخ این است که باید با کمال واقعبینی و با یک عملکرد کاملا عقلانی، دور از شعارزدگی، رجزخوانیهای توخالی و هیجانات کاذب، منافع ملی، اصل نظام جمهوری اسلامی و رفاه و آرامش مردم را حفظ کنیم.
معتقدم برای انجام این کار بزرگ، پنجره فرصت به صورت دایمی باز نخواهد ماند و زمان بسیار محدود است. یکی از راههای مهم و حیاتی در این مسیر، بدون شک استفاده هوشمندانه از «مذاکرات قاطع، جدی و فنی» است؛ مذاکراتی که مانع شود دشمن به فاز اصلی و نهایی مورد نظر خود که شاید همان پروژه خطرناک تغییر رژیم از طریق فرسایش مطلق باشد، دست پیدا کند.
ما باید به هر شکل ممکن از این تله فریبی که آرامآرام دارد ابعاد کاملتری به خود میگیرد، خارج شویم. طولانی شدن این روند و معطل نگه داشتن کشور، کاملا در راستای اهداف راهبردی دشمن است، چراکه دشمن دارد از همین زمان تلف کردنها استفاده میکند و اهداف خود را با هزینههای کمتر برای خودش و هزینههای سنگینتر برای ملت ما به پیش میبرد.
کشور نیازمند تصمیمات شجاعانه، خردمندانه و همسو با مصالح عالیه ملت است تا از این پیچ تاریخی به سلامت عبور کنیم.