اعتماد آنلاین در گفتوگو با بهشتیپور بررسی کرد:
احتمال وقوع جنگ قطعی نیست، اما آمادگی برای همه سناریوها ضروری است
در تحلیل آینده ناچاریم از نظریه «عدم قطعیت» استفاده کنیم چراکه نمیدانیم دقیقاً چه اتفاقی رخ خواهد داد. بنابراین باید به سراغ احتمالات برویم و در این مسیر تعیین بازه زمانی اهمیت زیادی دارد. پرسش از وقوع جنگ بدون مشخصکردن افق زمان یک هفته، یک ماه، شش ماه یا یک سال آینده پاسخ دقیقی نخواهد داشت.
حسن بهشتیپور کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار اعتماد آنلاین در ارزیابی گسیل ناو هواپیمابر آمریکایی «یواساس آبراهام لینکلن» به خلیج فارس و اینکه این اقدام تا چه اندازه صرفاً در چارچوب بازدارندگی قابل ارزیابی است، اظهار کرد: ورود ناوهای هواپیمابر آمریکا به منطقه مسبوق به سابقه است و این نخستینبار نیست که چنین تحرکاتی صورت میگیرد. با این حال، نمیتوان این اقدام را صرفاً در چارچوب بازدارندگی ارزیابی کرد چراکه حضور ناوهای نظامی در هر صورت یک تهدید امنیتی جدی محسوب میشود.
وی افزود: همزمان با این تحرکات نظامی مجموعهای از اخبار و فضاسازیهای رسانهای نیز منتشر شده که باید آنها را در کنار یکدیگر تحلیل کرد. در ادبیات نظامی کلاسیک پیش از آغاز عملیات زمینی، از «آتش تهیه» برای تضعیف و پراکندگی نیروهای مقابل استفاده میشود. در قرن بیستویکم، نقش این آتش تهیه را رسانهها دستگاههای تبلیغاتی و شبکههای خبری ایفا میکنند ابزارهایی که با هدف تضعیف روحیه مقاومت، کاهش تابآوری اجتماعی و ایجاد رعب و وحشت روانی در جامعه به کار گرفته میشوند.
بهشتیپور ادامه داد: اخباری نظیر استقرار هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در اردن، جابهجایی نیروها و تجهیزات از برخی پایگاههای نزدیک ایران و انتقال آنها به مناطقی همچون جزیره دیهگو گارسیا در اقیانوس هند، وقتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند نشاندهنده یک فضاسازی هدفمند هستند فضاسازیای که پیام آن این است یا باید تسلیم شوید، یا با عملیات نظامی مواجه خواهید شد.
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر دشواری پیشبینی قطعی آینده تصریح کرد: قضاوت درباره اینکه آیا جنگی حتماً رخ خواهد داد یا این اقدامات صرفاً برای ایجاد ترس، باجخواهی سیاسی یا فشار روانی است، کار سادهای نیست. نمیتوان با قطعیت گفت که این تحرکات صددرصد جنبه تهدید و ارعاب دارد و نه میتوان ادعا کرد که هیچ جنگی در کار نخواهد بود. در چنین شرایطی، آمادگی برای تمامی سناریوها ضروری است.
وی خاطرنشان کرد: آنچه بیش از هر عامل دیگری میتواند نقش بازدارنده واقعی در برابر آمریکا و اسرائیل ایفا کند، اتحاد، همدلی و همبستگی ملی در داخل کشور است. البته توان نظامی نیز اهمیت دارد، اما تجربه نشان داده است که انسجام اجتماعی و همراهی مردم، عامل تعیینکنندهتری محسوب میشود.
بهشتیپور تأکید کرد: این همبستگی صرفاً با نصیحت، سخنرانی و شعار به دست نمیآید، بلکه نیازمند اقدامات اساسی و ملموس در حوزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است اصلاحاتی که بتواند بخشهای مهمی از جامعه را با حاکمیت همسو کرده و روحیه دفاع ملی در برابر تهدیدات خارجی را تقویت کند.
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که گزینه نظامی در شرایط فعلی تا چه اندازه محتمل است گفت: در تحلیل آینده ناچاریم از نظریه «عدم قطعیت» استفاده کنیم چراکه نمیدانیم دقیقاً چه اتفاقی رخ خواهد داد. بنابراین باید به سراغ احتمالات برویم و در این مسیر تعیین بازه زمانی اهمیت زیادی دارد. پرسش از وقوع جنگ بدون مشخصکردن افق زمان یک هفته، یک ماه، شش ماه یا یک سال آینده پاسخ دقیقی نخواهد داشت.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: برآورد احتمال وقوع جنگ نیازمند کار دقیق مؤسسات پژوهشی، استفاده از روشهای علمی و جمعبندی دیدگاههای کارشناسی است. حتی در این صورت نیز صحبت از درصد احتمال مثلاً پنج یا ده درصد معنا پیدا میکند. آنچه مسلم است اینکه نسبت به هفتههای گذشته با توجه به تحرکات اخیر سطح تهدید افزایش یافته اما رسانهها عمداً این احتمال را تا سطوحی مانند ۹۰ درصد بزرگنمایی میکنند تا فضای روانی جامعه را ملتهب و مردم را دچار نگرانی میکنند.