محاصره دریایی ایران در بلندمدت چه بلایی بر سر چاه‌های نفت و صادرات نفت کشور می‌آورد؟

کوروش احمدی در ارتباط با تبعات این محاصره دریایی برای ایران بالاخص صادرات نفت کشور گفت: در کوتاه‌مدت فکر می‌کنم ایران متوجه تلاش برای واردات کالاهای اساسی از طریق زمینی از مسیر کشورهای همسایه خواهد بود. در مورد صدور نفت به چین از طریق راه‌آهن هم صحبت می‌شود اما روشن است که صدور نفت از این طریق بسیار گران تمام خواهد شد و حجم نفت صادراتی بسیار محدود خواهد بود. لذا، اگر به واقع صادرات نفت از ایران کاهش جدی داشته باشد، این خطر وجود دارد که استخراج نفت به تدریج دشوار شود و از این جهت به چاه‌های نفت صدمه وارد گردد.

محاصره دریایی ایران در بلندمدت چه بلایی بر سر چاه‌های نفت و صادرات نفت کشور می‌آورد؟

ارسال طرح پیشنهادی جدید ایران در پاسخ به اصلاحیه‌های پیشنهادی ایالات‌متحده درباره طرح پایان جنگ، بار دیگر نشانه‌هایی از تداوم مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بعد از تمدید توقف آتش را آشکار کرده است؛ مسیری که به ادعای ناظران هر چند شکننده، اما هنوز متوقف نشده است. به ادعای اکسیوس، این پاسخ از طریق میانجیگری پاکستان به واشنگتن منتقل شده؛ گفتنی است همزمان با آن، جزییات ادعایی یک پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای نیز ازسوی رسانه‌هایی چون وال‌استریت ژورنال منتشر شده که بر یک فرآیند دو مرحله‌ای برای پایان درگیری تاکید دارد؛ تمرکز فوری بر بازگشایی تنگه هرمز و توقف حملات و در گام بعدی ورود به پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها. این درحالی است که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، با ارسال اصلاحیه‌هایی خواستار بازگشت صریح موضوع هسته‌ای به متن توافق شده و شروطی ازجمله توقف انتقال اورانیوم غنی‌شده را مطرح کرده است. همزمان، دونالد ترامپ با استناد به توقف تبادل آتش، مدعی پایان خصومت‌ها شده تا از فشار ضرب‌الاجل قانونی کنگره عبور کند؛ ادعایی که با تردید فزاینده در میان قانونگذاران امریکایی به واسطه نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای همراه شده است. با این همه برخی تحلیلگران معتقدند این تحولات همزمان نشان می‌دهد که هر چند دوطرف همچنان در تاکتیک‌ها و اولویت‌ها اختلاف دارند، از تقدم پرونده هسته‌ای گرفته تا نحوه رفع تحریم‌ها، اما چارچوبی حداقلی برای ادامه گفت‌وگو شکل گرفته است. لذا پیشنهاد مرحله‌بندی‌شده ایران تلاشی برای تفکیک بحران فوری امنیت انرژی و تنگه هرمز از مناقشه راهبردی برنامه هسته‌ای است، این درحالی است که واشنگتن می‌کوشد این دو را به‌هم گره بزند تا اهرم فشار خود را حفظ کند. در این میان هستند گروهی که همچنان باور دارند نقش پاکستان به عنوان میانجی و همزمان فشارهای داخلی در امریکا می‌تواند مسیر مذاکرات را تعیین‌کننده‌تر کند. با این همه به نظر می‌رسد برآیند این روند حاکی از آن است که نه جنگ به‌طور واقعی پایان یافته و نه دیپلماسی به بن‌بست کامل رسیده، بلکه هر دو در وضعیتی معلق قرار دارند که آینده آن بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی در واشنگتن و میزان انعطاف‌پذیری متقابل طرفین بستگی دارد. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی سرنوشت تنش‌ میان تهران و واشنگتن به واسطه تحرکات روزهای اخیر با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفت‌وگو کرده است. 

بخش هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

مقامات ایرانی توضیح چندانی در مورد مواضعی که طی یکی، دو هفته گذشته مبنای کارشان بوده است، نمی‌دهند و به‌رغم اینکه طرح‌هایی که به امریکا ارایه می‌شود و امریکا هم طبیعتا بلافاصله آن را دراختیار اسراییل قرار می‌دهد، اطلاعاتی به مردم در داخل کشور نمی‌دهند و این در شرایطی است که مردم به‌حق نگران شرایط و تداوم وضعیت معلق و بلاتکلیفی حاکم و شرایط اقتصادی کشور هستند.

طی یکی، دو هفته اخیر شایعاتی در فضای سیاسی کشور مطرح شد با این مضمون که ایران حاضر به مذاکره با امریکا در مورد غنی‌سازی و محموله 440 کیلو اورانیوم 60درصد نیست. به واقع همچنان نمی‌دانم این شایعات درست است یا خیر. اما به نظر می‌رسد واقعیت روی زمین و خارج از ذهن ما این است که ترامپ حداقل در این مرحله حیات سیاسی خود را با همین دو موضوع گره زده است، یعنی اگر در ازای جنگ پرهزینه‌ای که به کشور خود و کشورهای منطقه تحمیل کرده، نتواند امتیازی در این رابطه بگیرد، بسیار غیرمحتمل است که وادار به عقب‌نشینی شود و جنون او ممکن است حتی عود کند.

در سیاست داخلی امریکا، ترامپ به دنبال توافقی با ایران است که بتواند آن را بهتر از توافق برجام در دولت اوباما معرفی کند. از آنجا که برجام بر دو محور غنی‌سازی حداقلی در ایران و رفع تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران استوار بود، توافقی با ایران که متضمن تداوم حداقلی غنی‌سازی در ایران و حفظ ساختار غنی‌سازی باشد، برای ترامپ در حکم شکستی فاحش خواهد بود و موجب خواهد شد که او در درون امریکا مضحکه شود و کل دوران ریاست‌جمهوری او و میراث سیاسی او تحت الشعاع این موضوع قرار گیرد.

در شرایط عادی حدود 90درصد واردات و صادرات ایران از مسیر دریا و به ویژه بنادر امام خمینی و شهید رجایی انجام می‌شود، لذا کارشناسان اتفاق‌نظر دارند که راه‌های زمینی قطعا نمی‌تواند جایگزین راه‌های دریایی شود. البته بخشی از کالاهای اساسی و مواد غذایی و خوراک دام و طیور را از کریدوری که ذکر شد و شاید در مراحل بعد از شهر «مرسین» ترکیه و «فاو» عراق می‌توان وارد کرد. اما هم ظرفیت محدود است و هم هزینه بسیار بالا خواهد بود. 

ادامه بسته ماندن تنگه هرمز از یک طرف و ادامه محاصره دریایی امریکا از طرف دیگر تا چه بازه زمانی می‌تواند ادامه یابد و اثرات آن بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود. اساسا مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که عواقب سوء ادامه این وضعیت عمدتا متوجه جنوب جهانی است و می‌تواند این سرزمین‌ها را با بحران غذایی مواجه کند، چراکه کشورهای آسیایی و آفریقایی از توان اقتصادی و توان مدیریتی محدودتری برخوردارند و مشکل‌تر می‌توانند عوارض این بحران در آب‌های منطقه ما را مدیریت کنند.

ترامپ در این دوره مدعی است که نه تنها به تنگه هرمز نیازی ندارد، بلکه تولید و صدور نفت امریکا طی دو ماه گذشته رو به افزایش گذاشته و روزانه حدود 5 و نیم میلیون بشکه نفت از امریکا صادر می‌شود. به لحاظ کود شیمیایی و مواد اولیه تولید کود نیز امریکایی‌ها مدعی اندکه عمده واردات آنها از کانادا و ‌ترینیداد انجام می‌شود، ضمن اینکه کشاورزان امریکایی به ‌طور معمول قبل از آغاز فصل ملزومات خودرا انبار می‌کنند. حتی در صورت درستی این ادعاها، اما تردیدی نیست که بهای کود و مواد غذایی جهانی است و با افزایش قیمت آن در دنیا در امریکا نیز افزایش قیمت رخ می‌دهد و این موجب اختلال در اقتصاد از جمله الزام بانک مرکزی به بالا بردن نرخ بهره با هدف کنترل تورم می‌شود و این امر می‌تواند روی سرمایه‌گذاری و نهایتا رشد اقتصادی تاثیر سوء بگذارد.

در کوتاه‌مدت فکر می‌کنم ایران متوجه تلاش برای واردات کالاهای اساسی از طریق زمینی از مسیر کشورهای همسایه خواهد بود. در مورد صدور نفت به چین از طریق راه‌آهن هم صحبت می‌شود اما روشن است که صدور نفت از این طریق بسیار گران تمام خواهد شد و حجم نفت صادراتی بسیار محدود خواهد بود. لذا، اگر به واقع صادرات نفت از ایران کاهش جدی داشته باشد، این خطر وجود دارد که استخراج نفت به تدریج دشوار شود و از این جهت به چاه‌های نفت صدمه وارد گردد. 

بسیار بعید می‌دانم که اعمال فشارهایی از جانب کنگره تاثیر چندانی بر سیاست‌ها و برنامه‌های ترامپ داشته باشد. مطابق قانون اساسی امریکا، رییس‌جمهور اختیارات بسیار گسترده‌ای در هدایت سیاست خارجی امریکا و استفاده از نیروهای مسلح این کشور دارد و روسای جمهور همیشه توانسته‌اند با توسل به ابزارها و راه فرارهای حقوقی و فنی کنگره را دور بزنند. در آخرین تحول ترامپ طی نامه‌ای به کنگره، اعلام کرده که جنگ از 7 آوریل به بعد متوقف شده و ترک مخاصمه انجام شده است و آن مهلت 60 روز رعایت شده است. حال اگر در تئوری، کنگره این استدلال را با توجه به ادامه حالت خصمانه موجود و محاصره دریایی نپذیرد، اولا باتوجه به اکثریت جمهوری‌خواه در کنگره، بسیار بعید است که تصویب طرحی در رد موضع ترامپ ممکن باشد. ثانیا حتی در صورت رد استدلال ترامپ نیز او می‌تواند هر مصوبه‌ای از کنگره را وتو کند و در این صورت کنگره تنها با دوسوم می‌تواند وتوی رییس‌جمهور را بی‌اثر کند.

 

ارسال نظر

خبر‌فوری: سازمان اطلاعات سپاه: ترامپ باید بین عملیات غیرممکن یا توافق بد با جمهوری اسلامی ایران انتخاب کند